سه شنبه( 17 تیر): به لطف و برکت وایبر از دنیای مجازیمون و وبلاگ نویسی یه قدم اومدیم جلوتر و روزها رو با دوستای گلم از جمله مامانهای 91 میگذرونیم عینک و بالاخره قسمت شد بعد از مدتها برنامه ریزی با شقایق جون مامی ارشان که کجا بریمو کدوم پارک همو ببینیم به این نتیجه رسیدیم هیج جا بهتر از خونه نمیشه نیشخند و چون خونهامون نزدیک بهم و تو یه خیابونه مصمم شدیم از دنیای مجازی بیاییم بیرون و از نزدیک بیشتر باهم اشنا شیم و فسقلی ها باهم بازی کنن قلب 

                            شاهین و مهمون خوشگلمون ارشان جون ماچ

جای بقیه دوستامون واقعا خالی بود... دوست داشتیم همه دور هم جمع میشدیم و وروجکامون با هم بازی میکردن خیال باطل

پیشی خودمون بغل قربون لبخند خوشگلت بشمماچ

یه هدیه ناقابل از طرف شاهین به ارشان ماچ که بعد از باز کردن کادو مشغول نواختن شدن خنده

موزیسینهای آینده زبان خخخخخ

پسر بلز نواز خودم مژه

پسرها مشغول بازی کردن... که شاهین ترجیح میده بیشتر نظاره گر باشه خنده 

خلاصه امروز پسرا اتیش سوزوندنااااا...من و شقایق جونم حسابی از کنار هم بودن لذت بردیم و خوش گذروندیم قلب به من که خیلی خوش گذشت . امیدوارم به مهمونامون هم خوش گذشته باشه  بغل

ایشاله قسمت بشه دوستای دیگمونو ببینیم خیال باطل