یک شنبه (12 آبان): شاهین من 10 ماهه شد.قلب

پسرک من دورقمی شدن ماههای عمرت مبارک عشقم ماچچقدر خواستنی تر و خوردنی تر و بزرگتر شدی و چقدر منو بابایی رو شیفته خودت کردی بغل

و اما از کارهای پسری تو این ماه بگم که:

دیروز 11 آبان اولین مروارید پسرم خودشو نشون داد ...هورااااااااااااهورا

9 آبان صبح متوجه شدم شاهین داره دندون در میاره ، لثه هاش متورم و سفید شده بود. بالاخره بعد از کلی ناز و کرشمه و بیخوابی و بدخلقی دیروز اولین دندون گل پسرم زد بیرون. خدا رو شکر تب و اسهال در کار نبود بغل

واقعا امسال سال پر از لذتی بود، هر اولینی که برای پسرم پیش اومد من و بابایی رو به اوج رسوند... دندون در آوردن هم یکی از اونها بودقلب

21 مهر واسه اولین بار گفت بابا ماچ وای اون لحظه رو هیچ وقت فراموش نمیکنیم. سوار تاب بود بابایی داشت باهاش بازی میکرد  تابش میداد منم تو آشپزخونه بودم ، یهو پسری با صدای بلند گفت: بابا . نمیدونم چطوری خودمو بهش رسوندم و غرق بوسش کردم قلب کلی با همسری ذوق کردیم چشمک اما بعد هر چی بهش گفتیم  دوباره بگو دیگه نگفت...  تا فردا که یکسره تکرار میکرد بابا بابا . که هم تونستم ازش فیلم بگیرم و هم واسه بابایی زنگ زدم و شاهین از پشت تلفن خودشو واسه باباش لوس میکرد و تند تند میگفت بابا بابا .مژه                

یک کلمه دیگه هم یاد گرفته و میگه : مَ مَ ماچ

لباشو روی هم میزاره و فشار میده که در نهایت قیافش این مدلی میشه نیشخند(فکر کنم بخاطر خارش لثه هاش اینکارو میکنه)

موقع غذا خوردن ، با هر قاشقی که تو دهنش میزارم میگم به به ... پسر باهوش منم یاد گرفته سرشو تکون میده یعنی به به از خود راضی

هم چنین وقتی براش آهنگ میخونیم سرشو چپ و راست تکون میده نیشخند

کافیه یکی تو خونه خمیازه بکشه یا یه کوچولو بیشتر از حد معمول دهانش باز بشههههههههههه... اونوقته که شاهین فکر میکنه داریم بازی 1.2.3... اَ اَ اَ  رو باهاش بازی میکنیم ، شروع میکنه به اَ اَ اَ گفتن قهقههقهقههقهقهه

تو خونه ما رو « اِی » صدا میکنه. هر کاری که داشته باشه خیلی باحال منظورشو میرسونه نیشخند مخصوصا وقتی چشمش به بابا امین بیفته که یکسره میگه اِی اِی بعد دستاشو باز میکنه که بیاد تو بغل  و مرحله بعد خودشو از تو بغل بابایی هل میده سمت اتاقش که  بریم بازی گاوچران یعنی هلاااااااااااک این حرکتشم خنده

به چیزهایی که خیلی علاقه نشون میده: پنکه ، ساعت ، توپ ، لوستر(لامپ) ، قطار و پسر کوچولوی تو اتاقش و عکس مامانی و بابایی رو دیوار... هریک از اقلام فوق رو که اسمشو بیاریم خیلی سریع به سمتشون برمیگرده و مات ومبهوت نگاهشون میکنه هیپنوتیزم

هم چنان عشق ماشینه ، مخصوصا که پشت فرمون بخواد بشینه متفکر

 سر شب میخوابه ، از اون ور هم کله سحر بیدار میشه خمیازه...  به زور تا ساعت 9 شب بیدار نگهش میداریم که حداقل صبح دیرتر پاشه، اما زیاد تاثیر نداره . 6 صبح هممون بیدار باشیم ابرو

قربونش برم ؛ وقتی نور به چشمش بخوره با دستاش جلوی چشاشو میگیره ... این مدلیبغل

تو وبلاگ دوستان بودم که  آهنگ آقا خرگوشه تو وبلاگ ثنا جون play شد چشمک شاهینو میگییییییییییی از خوشحالی غش غش میخندید ازین آهنگ خیلی خوشش اومده یود رفتم واسش دانلود کردم، آهنگو واسش میزارم کلی میخنده و ذوق میکنه خنده

و یه چندتا عکس متفرقه:

دو پسر مو فرفری نیشخند شاهین و یوناقلب

اثر هنری خاله سمی که واقعا خوشمزه بووووووووووود خوشمزه