پنجشنبه(12 دی): یک ماه دیگه هم مثل برق و باد گذشت و شاهینم وارد 12 ماهگی شد قلب دیگه چیزی به تولد 1 سالگیش نمونده خوشمزه و شمارش معکوس شروع شده... درست مثل پارسال این موقع که داشتیم واسه بدنیا اومدنش روز شماری میکردیم خیال باطل

باورم نمیشه از اون موقع یکسال گذشته .... یکسالی که با همه خوبیهاش و سختیهاش به سرعت گذشت چشمک

این روزها به لطف تکنولوژیهای پیشرفته و سرگرم کننده whatsapp و  viber مشغول چت و اس ام اس با دوستان هستیم ... مخصوصا با سارا جون مامان محمدرضا نیشخند 

دیگه اون یکم وقتمون هم داره بهینه مصرف میشه (خخخخخخخخ) خندهزبانهورا

و اما فعالیتهای شاهین تو این یک ماه اخیر :

4 دی واسه اولین بار از حالت دراز کشده تونست خودشو بلند کنه و بشینه ، بار اول خیلی حرکتش slow motion بود اما الان دیگه خیلی سریع و ماهرانه میتونه بشینه بغل

پسر مو فرفری مامان وقتی موهاشو شونه میکنیم این شکلی میشه ماچ بغلیعنی درسته قورتش میدم نیشخند

بعد از دراومدن 4تا دندوناش، یه چند وقتی از دست غرغرا و خارش لثه ها راحت بودیم .... اما جدیدا باز دستاشو میبره تو دهنش و محکم فشار میده... احتمالا دندونای کرسی عقب در حال بیرون اومدنن متفکر

صندلی ماشینو نصب کردیم و اولین روزی که توش نشست و رفتیم بیرون ...

شواهد نشون میده زیاد بدشم نیومدهههههههخنده

همچنان عاشق حموم کردنه .... فقط کافیه یکی بره تو حموم، از صدای شیر دوش حموم متوجه میشه و دربست میشینه پشت در حموم و تا جایی که توان داره داد و هوار میکشه اوه

با کمک میتونه وایسته ... اما زیاد تمایل نشون نمیده ...خودشو پرت میکنه تو بغلم ... یه مقدار تنبل تشریف دارن نیشخند

عاشق خودشه خنده با عکس خودش تو آینه بازی میکنه و واسه خودش love میترکونه قلب

وقتی به اون چیزی که میخواد نرسه قیافش این شکلی میشه چشمک

به فوتبال و برنامه کودک علاقه داره... با دیدن فوتبال اِ ی  اِ ی  اِ ی میکنه همراه با سرو صدای زیاد ...جالبه که واسش هیجان هم داره خنده و برنامه کودک هم به پنگول علاقه نشون میده ماچ

بینهایت شیطون و بازیگوش شده ، مدام در حال تردد از آشپزخونه به اتاق خوابشه....تند و سریع و حرفه ای سینه خیز میره اما خبری از چهار دست و پا نیست هورا

عاشق درِ ... حالا میخواد هر دری باشه ، عشقش اینه هی درو باز و بسته کنه... در کابینت، در اتاق خواب، در کمد، در بطری دوغ و نوشابه، کشوی میز LCD ، کشوی میز کامپیوتر... خلاصه هر چیزی که فکرشو بکنی در داره متفکرخنده

نگاه شیطنت آمیز از نتیجه کار عینک

و یک نگاه معصومانه بعد از خرابکاری، تا دعواش نکنم ماچ

با رورئک اینقدر که محکم خودشو میکوبه به در و دیوار پایه های میز تلفن و بوفه رو با روزنامه بستم که بیشتر از این خرابکاری نکنه.... محض رضای خدا یه جای سالم رو دیوار که نذاشته خنده

از 6 ماهگی که غذا دادنو بهش شروع کردم هیچ علاقه ای به آب خوردن نداره . دریغ از یه ذره که خدایی نکرده آب بره تو دهنش... با زور، بی زور، با شوخی، با دعوا، با بازی هیچ تاثیری نداره...آب که به دهنش برسه از تو دهنش تف میکنه بیرون و قیافشو جمع میکنه که انگاری بهش زهر دادیم چشم اما به طرز وحشتناکی عاشق دلستره، خیلی خیلی دوست داره و سر سفره اگه بهش ندیم قیامت بپا میشه. تعجب

در این رابطه با دکترش صحبت کردیم ... میگه اگه اصلا آب نمیخوره یه ذره در روز بهش بدین اشکالی نداره .... چی بگم والله ، این یه مدلشو دیگه ندیده بووووودیم متفکرمژههیپنوتیزم

با بچه های هم سن وسال خودش رابطه خوبی برقرار میکنه و قشنگ باهاشون بازی میکنه ، اما با بزرگترها اصلا میونش خوب نیست ، با دیدنشون گریه میکنه و میاد تو بغلم ...مخصوصا که بریم مهمونی اونوقته که پدرمو رسما درمیاره گریه

شاهین و یونا در حال بازی باهم هورا

امیر علی پسر همسایمون در حال بازی با شاهین تشویق

طاها جون تپل مپل پسر عموی شاهینماچ

آقا پرهام خوش خنده پسر عمه شاهین قلب

سارینا جون و آوینا جون دختر عمه های شاهین ماچقلب