دوشنبه (12 اسفند): عشق مامان 13 ماهگی رو تموم کرد و وارد ماه 14 زندگیش شد قلببه قول معروف، عدد نحس 13 رو تموم کرد متفکر هرچند من، به شخصه اعتقادی به این حرفا ندارم اما بازم خدا رو شکر یک ماه دیگه از ورق زندگیشو با خوبی و خوشی سپری کرد بغل 

هر ماه که میگذره کلی چیزای جدید یاد میگیره ماچ کارها و شیطونیهاش خیلی دیدنی شده ، اینقــــــــــــــدر که شیرین بازی در میاره فقط باید بچلونیشبغل

عکسای این پست هم بخاطر شیطونیهایی که وروجکمون میکنه خیلی زیاد شده ، دلم نیومد این عکسای باحالو تو  وبش نزارم از خود راضی

واسه دیدن عکسای لپ لپ من بفرمایید ادامه مطلب...

 


دو روز بعد از تولد ، واکسن یک سالگیشو زدم که خدا رو شکر برخلاف واکسنهای قبلی به بازوی دستش زدن که بدون درد و تب بوداوه

واسه چکاپ این ماه هم رفتیم لاله، که دکترش میگفت : از این به بعد علاوه بر شیر مادر باید شیر پاستوریزه هم بخوره... و اینجاست که مشکل من با شاهین دوباره شروع مـی شـــــــــود... آخ آخه چون بهش شیشه ندادم اصلا بلد نیست با شیشه بخوره، آب و دلستر رو با لیوان بهش میدم اما شیر رو با لیوان نمیخوره گریهالان واقعا موندم چیکار کنم؟؟؟؟ هر کدوم از دوستان گلی که در این زمینه تجربه ای دارن لطفا کمــــــــــــــکـــــــــــــــم کنیـــــــــــــــــــــــدنگران

تنها چیزی که به ذهنم رســـــــــــــــــیده نیشخند واسه اینکه شیشه رو قبول کنه توش دلستر میریزم به این بهانه که دلستر دوست داره از شیشه بخوره اما زهی خیال باطل متفکر با دیدنش ذوق هم میکنه ،تو دستش هم میگیره ،باهاش هم بازی میکنه اما طرف دهنش نمیبره خنده

بعضی وقتها شانسی میزاره تو دهنش اما  سمت بالا نمیده، وقتی میگم شیشه رو بده بالا... از تو دهنش در میاره شیشه رو با دوتا دستاش میبره بالا قهقهه خخخخخخخخخ

بلــــــــــــــــــــــــــــــــه ،یه همچین پسر با هوشی دارم من نیشخند

معنی و مفهوم بـــــا بـــــا ... آبـــــــــــبَ ... مــــــَ مــــــَ ... بـــــــَق رو خوب میدونه تشویق وقتی میخوام بهش اب بدم  یا سر سفره آبو میبینه و یا وقتی میبرمش حموم میگه آبَ  آبَ ... به غذا هم میگه مَ مَ ... به برقو مهتابی و لوستر هم میگه بَق که بینهایت عاشق لوستره و تو خونه بخواییم ساکتش کنیم لوسترو روشن کنیم دیگه صداش در نمیاد و تند تند و از ذوق زیاد میگه بَق بَق بَق خنده


با صدای زنگ آیفون یه نگاه به من میکنه بعد با صدای بلند میگه  با با ... وبا سرعت نور چهاردستو پا میره سمت در ... تا بابا امین بیاد و بغل بگیرتش ماچ

غذا خوردنش هـــــــــــــــــــــــــی بدک نیست ... بعضی وقتها خوب میخوره مژه بعضی وقتها دق میده تا بخوره کلافهاما در کل سوپ ، ماکارونی ، سیب زمینی سرخ کرده ، کوفته قلقلی و سالاد ماکارونی رو خیلی دوســـــــــــــــــــت داره و خودش تنهایی میتونه بخوره خیال باطلالبته بعد از خوردن همیشه یه خونه تکونی اساسی همراهشــــــــــــــــــه نیشخند

         غذا خوردن به سبک شاهیـــــــــــــــــــــــــــــــــــنخنده

بعد ازهرلقمه ای که میخوره باید بگیم: ایــــــــــــــــــــــــنقــــــــــــــــــــدر بزرگ بشیزبان

یه عادت بد یاد گرفته، گـــــــــاز میگیره تعجب از دست گاز گرفتنهای شاهین تو خونه آسایش نداریم گریه ذوقش که میزنه سریع گاز میگیره ، خیلی سعی کردم این عادتو از سرش بندازم اما تا حالا که تاثیری نداشته متفکر

تو پستهای قبلم گفته بودم که موقغ خواب عادت داره 2تا انگشتش باید تو دهنش باشه تا بخوابه...حتی تو بیداری هم خیلی انگشتشو میخورد ، هر کی منو میدید میگفت نذار بخورهو عادت میکنهو ترک دادنش سختهو از این حرفا... منم که میدیدم اینطوری آرومتره کاری به کارش نداشتم تا اینکه چند وقت پیش خیلی یهویی و یه شبه این عادتشو خود ب خود گذاشت کنارسوال الان دیگه موقع خواب دستاشو میزاره زیر سرش و خیلی نــــــــــــــــاز میخوابه ماچ

 از جارو برقی هنوز وحشت داره چشم اما تو خونه کار جارو برقی رو واسم انجام میدهنیشخند هر چیزی دم دستش باشه میزاره تو دهنش، از گچ دیوار گرفته تا مورچه در حال حرکت تو خونه خنده  با اینکه روزی 2 یا 3 بار جارو دستی میکشم اما همیشه یه مقدار آت و اشغال پیدا میکنه که بزاره تو دهنش ابرو و تــــــــا خودمو بهش برسونم ، 3تا حرکت فوق بشری رفته: اول یه خنده ملیح ... بعد یه ذوق و خنده صدادار ... و حرکت انتحاری آخر قـــــــــــــــورت آخ تموم این مراحل 3. 4 ثانیه بیشتر طول نمیکشه و اونوقته باید انگشت کنم تو دهنش، البته اگه چیزی باقی مانده باشه نگراناینم بگما ، بعضی وقتها این آشغال خوردنها منجر به اوق میشه سبز

اگه تو اتاق باشم و منو تو خونه نبینه فک میکنه رفتم حموم... میاد پشت در حموم در میزنه و صدام میکنــــــــــــــــــهبغل

از برچسبای رو دیوار اتاق خوشش میاد و واسه گرفتنشون در و دیوار و هر چیزی که به دستش بیاد میگیره وامیستــــــــــه عینک

عـــــــــــــــاشق بازی کردنشم قلب تو اتاقش قشنگ با اسباب بازیها سرگرم میشه و بازی میکنه ... بعضی وقتها که میرم بهش سر بزنم میبینم داره با خودش حرف میزنهو بازی میکنه بغل و کلی کلمات جورواجور و بامزه میگه : مثل " دَ دَ ... دی دَ ... نی نَ ... مَ می ... اَدیدا ... گا گا ... جی جی ...بَ بو ..." و خیلی چیزهای دیگه که الان یادم نیست لبخند یک کلمه دیگه که جدیدا میگه" ت ت "... اینقدر که خوشم میاد از صحبت کردنش میرم تو اتاق یواشکی به حرفاش گوش میدم چشمک

دکمه و کلید و پریز و هرچی که بالا پایین بشه دوست داره سوالو بابا امین خلاق هم در راستای هدفمندی کنجکاویهای شاهین دست به ابتکار و نوآوری زده تشویق یه چیزی درست کرده خیلـــــــــــــــــــی بـــــــــــــاحـــــــــــــــــــاله نیشخند این وسیله ابتکاری یه کلید بزرگ داره که وقتی میزنیش پنکه روشن میشه ... دوتا دکمه دو طرف کلید بزرگه ست که هر کدومشو بزنی صدای آژیر میده ... و دو طرف این وسیله لامپهای کوچیک گذاشته که یکیشون چشمک میزنه و اون یکی لامپ هم چراغ ثابت دارهعینکخندهمژه یکی دیگه از شیرین کاریهاش نمــــــــــــــــــــــــاز خوندنـــــــــــــــــــه مژه بله دیگه پسرمون نماز میخونه بغل بهش میگیم شاهین الله اکبر بکن چشمک

                              بعد با این صحنه مواجــــــــــــــه میشیم خنده

پسرم در حال قامت بستن و نیت کردن ماچ

 بهش میگیــــــــــــــــــم شاهیــــــــــــن گریــــــــــــــــــــــــه کن ...

ودر اخر این پست شما رو به معرفی اعضای بدن توسط آقا شاهیــــــــــــــن دعوت میکنیم مژه

شاهین چشات کــــــــــــــو؟؟؟

بــــــــــــــینی ...

گـــــــــــــــــوش ...

 مــــــــــــــــــو ...

 دســــــــــــــــت ...

پــــــــــــــــــــا ...

ممنون که همراهیـــــــــــــــمون کردیــــــــــــــــــــن...بغل