بوستان آب و آتش

جمعه ( 21 تیر ): عصر جمعه 3 تایی رفتیم بوستان آب و آتشهورا جای با صفایی بود و یه فواره آب داشت که بچه ها اونجا آب بازی میکردن، شاهینم که عاششششششق آب بازیییییی، چشاش که به فواره ها و آب افتاد از خود بی خود شد هیپنوتیزم و چنان تو بغل بابایی دست و پا میزد که نگوووووو...قهقهه وقتی گذاشتیمش پایین نمیدونست چطوری بره سمت بچه ها و فواره ها و تا میتونست آب بازی کرد.ماچ حتی یک ثانیه سرشو بالا نمیگرفت که ازش عکس بگیریم زبان

خلاصه بچمون حسابی ذوق کرد و ما هم از ذوق اون ذوقیدییییییمنیشخند

/ 35 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمه ليلا

عزيزم ماشالا خيلي بزرگ شدي اميدوارم هميشه خوش باشي.ببخش که خيلي دير عکس هات رو ديدم و پيام گذاشتم دوستون دارم.عمه قربون آب بازي کردنت بره عشقمي.

مامان شهراد

. . . . . ¶¶¶ . . ¶¶¶.¶ .¶¶ . . . . . . .¶¶¶.¶. .¶¶¶. . .¶¶ . . . . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶¶ . . .¶¶¶ . . . . . .¶¶¶¶¶ . . ¶¶¶¶.¶¶ .¶¶ . . . . . ¶¶¶¶. . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶. . . . .¶¶. . . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶. . . . ¶¶. . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. . ¶¶ . . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶.¶¶ .¶¶. . . . .¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶.¶¶ .¶¶¶¶¶ . . . . . ¶¶.´´´´¶¶¶¶¶¶´´&

شقایق (مامان اَرشان کوچولو)

باز امشب عشق تنها می شود / زخم سهم فرق مولا می شود آفتاب عشق گلگون می شود / سینه ی سجاده پرخون می شود پشت نخل آرزو خم می شود / داغ حسرت سهم آدم می شود جاده می ماند غریب و بی سوار / ذوالفقار عدل می گیرد غبار شهادت مولا امیر المؤمنین تسلیت باد. التماس دعا دوست گلم بوووووووووووووووووووووووس

مامان پندار

ممنون از لطفت و اینکه که افتخار دادی اومدی پیشمون [لبخند] با کمال میل و افتخار شاهین جونی توپولو رو لینک کردم [ماچ][ماچ][ماچ] محکم ببوسش [ماچ][ماچ][ماچ] [ماچ][ماچ][ماچ]

نیم وجبی

همیشه به خوشی و گردش عزیزکم[قلب] معلومه بهت خوش گذشته خاله[ماچ][ماچ] دوست جون من با چند تا پست جدید آپم و منتظرتون[گل][گل][گل]

مامی رادمهر

ای جوووونم.ماشالله به این گل پسر ناز.ممنون به ما سر زدین.اتفاقا رادمهر هم از دیدن بوستان آب و آتش خیلی متعجب شده بود و دوست داشت آب بازی کنه[قلب]